X
تبلیغات
پرستاران - اختلالات اب و الکترولیت
تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391 | 4:3 | نویسنده : فرشيد
 

—        بسم الله الرحمن الرحيم

—        اختلالات آب والكتروليت

—        اختلالات آب والكتروليت

•         تعريف وسبب شناسى

اختلات تعادل سديم اغلب درطب بالينى ودرشرايط ساده یاپيچيده ايجادميشود. قبل ازبحث درمورداختلالات تعادل سديم,نكات مهمى درباره نقش سديم در فعاليت هاى فيزيولژيك يادآورى ميشود.

—        اعمال سديم

سديم فراوانترين الكتروليت مايع خارج سلولى است وغلظت آن از135-145ميلى اكيوالان درليتر(135-145نانول درليتر)است.به همين دليل سديم مهمترين عامل تعيين كننده غلظت وتراكم مايع خارج سلولى ميباشد.علاوه براينهاسديم تنظيم كننده اصلى حجم مايع خارج سلولى است.دفع ياجذب سديم معمولابادفع ياجذب آب همراه است.سديم درتثبيت وضعيت الكتريكى-شيميايى لازم براى انقباض عضله وانتقال امواج عصبى نيزفعاليت دارد.

—        كمبودسديم(هيپوناترمى)

كاهش سطح سديم درسرم به كمترازمقدارطبيعى(كمتراز135ميلى اكيوالان درليتر)را هيپوناترمى مينامند.اين عارضه ممكن است بعلت ازدست دادن مقدارزيادى سديم ياجذب بيش ازحد آب ايجادشودكه درهرصورت مقدارآب نسبت به سديم افزايش مى يابد.امكان بروزهيپوناترمى بعلت كمبودياافزايش حجم مايعات وجود دارد.

                                                                                                   سديم ممكن است دراثراستفراغ,اسهال,فيستول ها,ياتعريق  يابعلت تجويزداروهاى پيشاب آور,بخصوص همراه بارژيم كم سديم ازدست برود. كمبود آلدسترون,بعنوان مثال در نارسايى غده فوق كليوى نيزبيماررامستعدبه كمبودسديم مي كند.تجمع غيرطبيعى آب دربدن ممكن است باتجويزبيش ازحدآب ودكستروزتزريقى بخصوص درشرايط استرس ايجادشود. اين عارضه بدنبال نوشيدن اجبارى آب(پرنوشى آب)نيزبوجودمى آيد.

•         شكل خاصى از هيپوناترمى همراه باترشح مقدارزيادى هورمون ضدادرارى  وجودداردكه آن راسندروم ترشح نامناسب هورمون ضدادرارى (SIADH)مينامند.

—        سندروم ترشح نابجاى هورمون ضدادرارى بطورمداوم توسط هيپوتالاموس ياتوليد مواد شبيه هورمون ضدادرارى ازتومورها(توليدنابجاى هورمون ضدادرارى) ايجادميگردد.

—        حالاتى كه بااين سندروم همراه هستندشامل:

تومورهاى ريه ازنوعoat cell,ضربه هاىسر,اختلالات اندوكرين ياريوى ومصرف داروهايى چون پيتوسين,سيلكوفسفامايد,وين كريستين,تيوريدازين وآمى تريپ تيلين ميباشند.

اختلالات فيزيولوژيك اساسى دراين سندروم شامل:

فعاليت شديدهورمون ضدادرارى همراه بااحتباس آب وهيپوناترمى بعلت رقيق شدن ودفع نابجاى سديم توسط كليه هاعليرغم كمبودسديم خون ميباشند.

—        تظاهرات بالينى

—        تظاهرات بالينى هيبوناترمى به علت,شدت وسرعت شروع آن بستگى دارند. باوجودبروزتهوع وقولنج شكمى,اغلب علايم ازنوع عصبى-روانى و احتمالا مربوط به تورم سلولى وخيزمغزهمراه باهيپوناترمى هستند.باكم شدن سطح سديم خارج سلولى,مايع داخل سلول به نسبت غلظت بيشترى پيداميكندوآب رابه درون سلول ميكشد.بطوركلى شدت علايم وميزان مرگ وميردربيمارانى كه بسرعت دچاركاهش سديم ميشوندنسبت به بيمارانى كه سديم راآهسته ترازدست ميدهند, بيشتراست.

—        خصوصيات هيپوناترمى همراه بااتلاف سديم وتجمع آب شامل:

بى اشتهايى,كرامپ عضلانى واحساس ناتوانى شديداست.درصورتيكه سديم سرم به كمتراز115ميلى اكيوالان درليتربرسدممكن است نشانه هاى افزايش فشارداخل جمجمه مانندلتارژى,گيجى,لرزش عضلانى,ضعف موضعى عضلات,فلج نيمه بدن,خيزپايى(ديسك بينايى)وتشنجات بروزكنند.

—        ارزيابى تشخيصى

—         اگرهيپوناترمى مربوط به اتلاف سديم باشد,سطح سديم ادراركمتراز 10ميلى اكيوالان درليترووزن مخصوص ادرارنيزپايين وحدود1/002-1/004ميباشد. درهيپوناترمى ناشى ازترشح نامناسب هورمون ضدادرارى مقدارسديم ادراراز20ميلى اكيوالان در ليترووزن مخصوص آن معمولااز 1/012بيشتراست.باوجودتجمع غيرطبيعى آب د ر بدن مبتلايان به سندروم ترشح نامناسب هورمون ضدادرارى, بيمار بدليل ورودمايع به داخل سلولها دچارخيزمحيطى نميشود.اين پديده گاهى بافشار آوردن انگشت روى برجستگى هاى استخوانى مثل استخوان جناغ به شكل((اثرانگشت))خودرا نشان ميدهد.

—        مراقبت ودرمان

—        درمان هيپوناترمى باتجويزمحتاطانه سديم وبصورت خوراكى,تغذيه لوله اى ياتزريقى انجام ميشود.جايگزينى سديم دربيمارى كه قادربه خوردن ونوشيدن باشدبدليل طعم مطبوع سديم دررژيم غذايى طبيعى بسادگى انجام ميگردد.دربيمارانى كه قادربه مصرف خوراكى سديم نيستند,ميتوان سديم رابصورت محلول رينگرلاكتات يامحلول نمكى ايزوتونيك (كلرورسديم 0/9درصد)تجويزكرد.درصورتيكه اتلاف غيرطبيعى سديم در كارنباشد, نيازروزانه به سديم دريك فردبالغ تقريبأمعادل100ميلى اكيوالان است. درمان انتخابى هيپوناترمى دربيمارمبتلابه افزايش حجم مايعات بدن ياحجم طبيعى مايعات بدن محدوديت مصرف آب است.اين روش بسيارمطمئن ترازتجويزسديم است و معمولا كاملا موثرميباشد.  

—        فرايندپرستارى
بيمارمبتلابه كمبودسديم

—        ارزشيابى

تشخيص بيماران درمعرض خطرهيپوناترمى ازجهت كنترل آنهاداراى اهمييت است.براى بيشگيرى ازپى آمدهاى جدى وخطرناك لازم است كه اين عارضه درمراحل ابتدايى تشخيص داده شودوتحت درمان قراربگيرد.در بيماران مستعدبه هيپوناترمى,پرستارميزان جذب ودفع مايعات ووزن روزانه بدن راكنترل ميكند.اتلاف غيرطبيعى سديم وياتجمع غيرعادى آب موردتوجه قرارميگيرند.تظاهرات بالينى بى اشتهايى,تهوع,استفراغ وكرامپ شكمى نيزموردتوجه قرارميگيرند.نسبت به تغييرات دستگاه اعصاب مركزى مثل : لتاژزى,گيجى,لرزش عضلانى وتشنج بايددقت زيادى بشود.اندازه گيرى ومراقبت ازسطح سديم سرم دربيماران مستعدبه هيپوناترمى بسياراهمييت دارد.  

—        تشخيص پرستارى

—        يافته هاى بدست آمده از ارزشيابى پرستارى ووجودتظاهرات بالينى همراه باهيپوناترمى دربيمارمستعدبه تشخيص پرستارى منتهى ميگردند.بعنوان مثال درفردى كه براى رفع تشنگى مقدارزيادى آب خالص مينوشد,تشخيص رابايدبصورت زيربيان كرد:

اختلال تعادل سديم(هيپوناترمى)ناشى ازاتلاف شديدسرم وتجمع آب دربدن. بلافاصله پس از تشخيص علت هيپوناترمى بايددرمان راجهت غلبه بر اختلال موجودشروع كرد.

—        برنامه ريزى واجرا

اهداف:تشخيص زودرس هيپوناترمى براى برنامه ريزى اقدامات قبل ازشديد شدن اين حالت يكى ازاهداف مهم است.هدف پس ازاستقرارهيپوناترمى بازگشت دادن مطمئن وبى خطرسطح سديم سرم به سوى مقاديرطبيعى است.

—        اقدامات پرستارى

—        تشخيص زودرس وكنترل هيپوناترمى                                                   1- لازم است بيماران درمعرض خطرهيپوناترمى راموردتوجه قراردادوقبل ازتبديل آن به اختلالاتى شديد, اقدامات تشخيصى راآغازكرد.                                                                                                      2-بيمارانى كه دچاراتلاف غيرطبيعى سديم هستندولى هنوزقادربه مصرف غذاهاى عادى هستند,به مصرف رژيم غذايى سرشارازسديم تشويق ميشوندواين موادغذايى در اختيارآنهاقرارميگيرد.

3-آشنايى بامقدارسديم درمايعات تزريقى داراى اهمييت است.

4-درهنگام تجويزمايعات به مبتلايان به بيماريهاى قلب وعروق بايستى به نشانه هاى افزايش حجم گردش خون مثل بروزرالهالى مربوط  درسمع ريه توجه داشت.

5-درهنگام تجويزمحلولهاى هيپرتونيك سديم(مثل كلرورسديم3درصديا5درصد)لازم است كه دقت زيادى بشودزيرا تجويزاينگونه مايعات بدون رعايت احتياط ممكن است باعث مرگ بيماربشود.

6-دربيمارانى كه ليتيوم مصرف ميكنندوبه شكل غيرطبيعى سديم ازدست ميدهندنيزبايد مراقب مسموميت باليتيوم باشيم.

7-به بيماران تحت درمان باتركيبات ليتيوم توصيه ميشودكه جززيرنظرومراقبت دقيق پزشكى ازمصرف داروهاى پيشاب آوراجتناب كنيد.

8-درتمام بيماران تحت تغذيه لوله اى بامحلول هاى غذايى ايزوتونيك ياهيپرتونيك,بخصوص درصورتى كه مقدار زيادى آب دربدن بطورغيرطبيعى تجمع پيداكرده باشد(سندروم ترشح نامناسب هورمون ضدادرارى)بايد خوددارى كرد.

•         بازگشت بى خطرسطح سديم سرم به حدودطبيعى

1-درمواردى كه علت اصلى تجمع آب باشدمحدودكردن دريافت آب بهتراز تجويزسديم است.تجويزسديم به بيمارانى كه داراى حجم طبيعى يابيش ازحد مايعات بدن هستند, آنهارا مستعدبه افزايش حجم مايعات(بيش بارحجمى) ميكند.

2-مبتلايان به بيماريهاى قلب وعروق كه محلولهاى حاوى سديم دريافت ميكنندرابايد ازنظر افزايش حجم گردش خون مثل رالهاى مرطوب ريوى بدقت تحت نظرداشت.

3-هدف درهيپوناترمى شديد,افزايش سطح سديم سرم فقط تاحدى است كه علايم عصبى برطرف شوند.بعنوان مثال توصيه شده است كه سطح سديم سرم بااستفاده ازمحلول نمكى هيپرتونيك به مقاديربيش از125ميلى اكيوالان درليترافزايش داده نشود.

—        ارزيابى

1-وجودحس جهت يابى نسبت به زمان,مكان وشخص

2-كاهش كرامپ ولرزش عضلانى

3-نيروى طبيعى دراندامهاى فوقانى وتحتانى

4-كم شدن خستگى,ناتوانى ولتارژى

5-رسيدن به وزن طبيعى

6-دفع مقاديرطبيعى ادرارباغلظت سديم طبيعى ووزن مخصوص طبيعى

7-عدم وجودتشنج

8-خوردن ونوشيدن مايعات وسديم دررژيم غذايى تجويزشده

9-فقدان عوامل تسريع كننده ماننداتلاف سديم ازطريق دستگاه گوارش,درمان باداروهاى بيشاب آور,دريافت مقاديرزيادمايعات فاقدالكتروليت)

—        افزايش سديم(هيپرناترمى)

—        تعريف وسبب شناسى

هيپرناترمى ياافزايش غيرطبيعى سطح سديم سرم به مواردى اطلاق ميشودكه سطح سديم سرم از145ميلى اكيوالان درليتربيشتربشود.اين عارضه دراثر تجمع سديم بيشترنسبت آب يااتلا ف آب بيشترنسبت به اتلاف سديم بوجودمى آيد.هيپرناترمى دربيماران باحجم مايعات طبيعى,كاهش وياافزايش حجم مايعات بدن ايجادميگردد.محروميت ازآب دربيماران فاقد هوشيارى كه قادربه درك ياپاسخ به تشنگى نيستنديكى ازعلل شايع هيپرناترمى است.اكثر قريب به اتفاق بيماران مبتلابه هيپرناترمى بسيارسالخورده ياخيلى جوان هستنديابدليل وجود اشكالات ذهنى نمى توانندتشنگى خودرابه اطرافيان اطلاع بدهند.تجويزموادغذايى هيپرتونيك بالوله,بدون تجويزمقدارمناسب آب,همينطوراسهال آبى وافزايش شديداتلاف نامحسوس آب(افزايش غيرطبيعى تهويه يادراثرسوختگي ها) موجب بروز هيپرناترمى ميشوند.مبتلايان به ديابت بيمزه درصورتيكه دچارتشنگى نشونديانتوانندبه تشنگى پاسخ دهند يامصرف مايعات به شدت محدودشده باشد,مبتلابه هيپرناترمى خواهندشد.

—        تظاهرات بالينى

تظاهرات بالينى هپبرناترمى بطورعمده شامل علايم ونشانه هاى عصبى است كه احتمالادر اثردهيدراتاسیون سلولى بوجودمی آيند.هيپرناترمى بطورنسبى غلظت مايع خارج سلولى را افزايش ميدهدوباعث خروج آب ازسلولهاميشود. اين تغييرات ازنظربالينى ممكن است به شكل بى قرارى وضعف در هيپرناترمى متوسط وازدست دادن حس جهت يابى,هذيان و توهم در هيپرناترمى شديدخودرانشان بدهند.امكان صدمات دايمى مغز(بخصوص در كودكان) درهيپرناترمى شديدوجوددارد.تشنگى يكى ازخصوصيات اصلى هيپرناترمى است. مكانيسم دفاعى تشنگى بقدرى نيرومنداست كه افرادعادى هيچگاه دچارهيپرناترمى نميشوند مگرآنكه هوشيارى خودراازدست داده باشنديادسترسى به آب نداشته باشنديا دسترسى به آب نداشته باشند.مكانيسم تشنگى درافرادبيمارممكن است دچاراختلال بشود. زبان خشك ومتورم, غشاهاى مخاطى چسبناك ازنشانه هاى ديگرهيپرناترمى هستند.

—        ارزيابى تشخيصى

درهيپرناترمى سطح سديم بيش از145ميلى اكي والان درليترواسمولاليتى سرم بيش از 295ميلى اسمول بركيلوگرم است.بدليل فعاليت كليه هابراى حفظ آب,وزن مخصوص ادراراز1/015بيشتراست.

—        مراقبت ودرمان

درمان هیپرناترمی به شکل کاهش تدریجی سطح سدیم سرم باتجویزمحلولهای هیپوتونیک (مثل محلول0/3درصدکلرورسدیم)انجام ميشود.بسيارى ازپزشكان تجويز محلول5 درصد دكستروزترجيح ميدهند,زيراكاهش تدريجى سطح سديم سرم دراين روش ازپيدايش خيز (ادم)مغزى جلوگيرى ميكند.كاهش سريع سطح سديم سرم باعث كاهش موقت اوسمولاليتى پلاسمابه مقاديركمترازاوسمولاليتى بافت مغزوپيدايش خيزمغزى خطرناك ميشود.

—        فرايندپرستارى
بيماران مبتلابه هيپرناترمى

•         ارزشيابى

اتلاف وتجمع مايع دربيماران مستعدبه هيپرناترمى رابايدبدقت كنترل كرد.بايد مراقب اتلاف غيرطبيعى آب يامصرف كم آب وتجمع مقاديرزيادسديم كه امكان بروزآن باخوردن داروهاى حاوى سديم(مثل (ALKA-seltzer وجود دارد,باشيم.علاوه براين بررسى سابقه ازنظرمصرف دارونيزاهمييت دارد زيرابرخى ازداروهاحاوى مقدارزيادى سديم هستند.

تشنگى ياافزايش درجه حرارت بدن درارتباط باسايرنشانه هاى بالينى مورد توجه وارزيابى قرارميگيرند.بيمارازنظرتغييرات رفتار,مثل بى قرارى از دست دادن جهت يابى ولتارژى موردتوجه ودقت قرارميگيرد.

—        تشخيص پرستارى

—        ارزشيابى پرستارى ومشخص كردن تظاهرات بالينى همراه باهيپرناترمى به تشخيص مناسب پرستارى درافرادمستعدبه بروزاين عارضه منتهى ميشود. بعنوان مثال درفرد سالخورده اى كه تغذيه لوله اى بامحلولهاى هيپرتونيك, بدون تجويزآب اضافى دارد, تشخيص پرستارى بايداختلال تعادل سديم (هيپرناترمى)مربوط به تغذيه هيپرتونيك لوله اى وعدم جايگزينى وتجويزآب كافى باشد

•         برنامه ريزى واجرا

اهداف:پيشگيرى ازبروزهيپرناترمى دربيماران مستعدازاهداف اصلى است.بس ازبروز هیپرناترمى,هدف اصلى بازگرداندن تدريجى سطح سديم سرم به حدودطبيعى وبنابراين جلوگيرى ازتغييرات بيشترمغزى است.

—        اقدامات پرستارى

—        پيشگيرى ازهيپرناترمى

1-پرستارباتجويزمنظم مايعات بويژه به بيماران ناتوانى كه قادربه درك ياپاسخ به تشنگى نيستندازبروزهيپرناترمى جلوگيرى ميكند.

2-اگردريافت خوراكى مايعات ناكافى باشد,پرستاربراى تجويزمايعات ازراه ديگرمثل تغذيه لوله اى يامايعات تزريقى باپزشك مشاوره ميكند.

3-درصورت استفاده ازتغذيه لوله اى بايستى آب كافى نيزتجويزشودتاسطح سديم سرم و ازت اوره خون درمحدوده طبيعى باقى بمانند.بعنوان يك قانون كلى هرچه اوسمولاليتى محلول غذايي مورداستفاده درتغذيه لوله اى بيشترباشدبايدآب بيشترى به بيمارتجويزكرد.

4-جايگزينى آب به مقداركافى درمبتلايان به ديابت بيمزه حائزاهمييت است. اگربيمار هوشيارومكانيسم تشنگى وى سالم باشدممكن است دسترسى وى به آب براى اين منظور كافى باشد.بااين حال چنانچه هوشيارى بيماركامل نباشديادراثرناتوانى هاى ديگر نتواند آب كافى مصرف كندلازم است كه ازمايعات تزريقى براى جايگزينى استفاده شود.

—         

5-اين روش درمان رادرمبتلايان به اختلالات عصبى,بويژه پس ازعمل جراحى ميتوان بكاربرد.

—        تصحيح بى خطرهيپرناترمى                               1-درمواردى كه هيپرناترمى وجودداردودرمان بامايعات تزريقى لازم است,پرستار با كنترل مكررومنظم سطح سديم سرم ومشاهده تغييرات عصبى,پاسخ بيماربه درمان را موردبررسى قرارميدهد.

2-باكاهش تدريجى سطح سديم سرم,نشانه هاى عصبى برطرف ميگردند. همانطوركه قبلا دربحث درمان اشاره شد,كاهش سريع سطح سديم سرم موجب ميشودكه پلاسمابطورموقت نسبت به مايع موجوددربافت مغزى هيپواسموتيك بشودوخيز(ادم)خطرناك مغزى ايجاد بگردد.

—        ارزيابى

—        نتايج موردنظر

1-حس جهت يابى نسبت به زمان,مكان وشخص وجودداشته باشد.

2-هذيان,توهم وبيقرارى وجودنداشته باشد.

3-بيان تشنگى طبيعى

4پوست وغشاهاى مخاطى مرطوب

5-درجه حرارت طبيعى بدن

6-دفع ادرارباحجم ووزن مخصوص طبيعى

7-مصرف(نوشيدن)مايع ورعايت رژيم كم سديم

8-دليل قاطع كننده براى مصرف كافى مايعات ومحدوديت مصرف سديم

9-كاهش لتارژى

10-سطح طبيعى سديم سرم وادرار

11-فقدان عوامل تسريع كننده(محدوديت شديدمايعات,مصرف محلول هیپرتونيك درتغذيه لوله اى, اتلاف شديدآب درديابت بيمزه)

—        عدم تعادل پتاسيم

اختلالات تعادل پتاسيم همراه باتعدادى ازبيماريهاوصدمات بدن ايجاد ميگردند. اينگونه اختلالات ممكن است دراثرداروهايى چون پيشاب آورها,مسهل هاو آنتى بيوتيك هاى خاص,همينطوربرخى درمانها مثل هيپراليمانتاسيون وشيمى درمانى نيزبوجودبيايند.

—        كارپتاسيم

پتاسيم مهمترين الكتروليت داخل سلولى است ودرواقع 98درصدازكل پتاسيم بدن درداخل سلولهاقراردارد.2درصدباقيمانده سديم درمايع خارج سلولى پراكنده است وهمين2درصد است كه ازنظركارعصبى-عضلانى اهمييت دارد. پتاسيم روى كارعضله اسكلتى وعضله صاف,هردواثردارد.بعنوان مثال تغيير اين غلظت اين يون موجب تغييرتحريك پذيرى و ريتم قلب ميگردد.محدوده طبيعى مقدارپتاسيم سرم بين3/5تا5/5ميلى اكيوالان درليتراست. كارطبيعى كليوى براى حفظ تعادل پتاسيم لازم است زيرا80درصدازدفع روزانه پتاسيم توسط ادرارازبدن خارج ميشود. 20درصدباقيمانده نيزتوسط روده هاوغددعرق ازبدن دفع ميگردند. 

—        كمبودپتاسيم (هيپوكالمى)

—        تعريف وسبب شناسى

هيپوكالمى به مواردى اطلاق ميشودكه سطح پتاسيم سرم به كمترازمقدار طبيعى كاهش يابدومعمولانشان دهنده كمبودذخيره كل پتاسيم بدن است.بااين وجودممكن است هيپوكالمى درافرادى ايجادشودكه داراى ذخيره طبيعى پتاسيم والكالوزميباشند, زيراآلكالوزباعث ميگرددكه پتاسيم خارج سلولى بطورموقت بداخل سلول واردشود. هيپوكالمى باعث آلكالوزوآلكالوزباعث هيپوكالمى ميشوند,به اين ترتيب كه درآلكالوز يونهاى هيدروژن ازسلول خارج ميشوندتا به اصلاحPHبالاكمك كنندودر همين زمان يونهاى پتاسيم براى حفظ تعادل الكتريكى خنثى به داخل سلول حركت می نمايند.هپبوكالمى عارضه اى شايع است واتلاف پتاسيم ازدستگاه گوارش احتمالا شايع ترين علت کمبودپتاسیم میباشد.استفراغ ومکش(ساکشن)دستگاه گوارش دراغلب مواردباعث هیپوکالمی ميشوندكه قسمتى مربوط به ازدست رفتن پتاسيم در مايع معدى وبيشتربه علت اتلاف كليوى پتاسيم همراه با آلكالوز متابوليك مي باشد.

—        تظاهرات بالينى

كمبودپتاسيم ميتوانداختلالات گسترده اى دركارفيزيولوژيك بدن ايجادكند. مهمترين نكته اين كه هيپوكالمى شديدباعث ايست قلبى وتنفسى ومرگ ميشود. تازمانيكه سطح پتاسيم سرم به كمتراز3ميلى اكيوالان درليترنرسد,تظاهرات بالينى هيپوكالمى بندرت مشاهده ميشوند مگر آنكه سطح پتاسيم سرم باسرعت كاهش پيداكند.                                                     تظاهرات هيپوكالمى عبارتنداز:

خستگى,بى اشتهايي,تهوع,استفراغ,ضعف عضلانى,كاهش حركات روده,پارستزى,آريتمى هاى قلبى وافزايش حساسيت نسبت به ديژيتال.

هيپوكالمى طولانى به قدرت كليه درغليظ كردن ادرارصدمه ميزندوباعث دفع ادراررقيق, پرادرارى(پلى اورى),شب ادرارى,وپرنوشى(پلى ديپسى)ميشود.

—        ارزيابى تشخيصى

سطح پتاسيم سرم درهيپوكالمى ازكمترين حدطبيعى پايين تراست.تغييرات الكتروکارديوگرافى ممكن درهيپوكالمى شامل امواج سطحTودپرسيون قطعهST هستند.هيپوكالمى باافزايش حساسيت نسبت به ديژيتال باعث تسريع مسموميت باديژيتال باسطوح پايين تراين دارو ميگردد.هيپوكالمى دراكثرموارد با آلكالوز متابوليك همراه است.پيشگيرى بهترين درمان هيپوكالمى است.اتلاف پتاسيم رابايدروزانه اصلاح كرد.درصورت عدم وجوداتلاف غير طبيعى پتاسيم تجويز60-40ميلى اكيوالان پتاسيم درشبانه روزبراى بالغين كفايت ميكند. اگرتجويزپتاسيم ازراه خوراكى ممكن نباشدبايدازتزريقى استفاده شودودرواقع تجويز پتاسيم داخل سياهرگى درمبتلايان به هیپوكالمى شديد(پتاسيم سرم كمتراز2ميلى اكيوالان درليتر) الزامى است.براى اصلاح كمبودپتاسيم معمولاازكلرورپتاسيم استفاده ميشودولى استات پتاسيم يافسفات پتاسيم رانيزميتوان براى اين منظورتجويز نمود.

—        فرايندپرستارى
مبتلابه كمبودپتاسيم

—        ارزشيابى

مراقبت بيمارانى كه درمعرض خطرهيپوكالمى قراردارندبراى تشخيص زودرس اين عارضه داراى اهمييت است زيراهيپوكالمى ميتواندجان بيماررا درمعرض خطرقراربدهد.درصورت وجود خستگى,بى اشتهايى,ضعف عضلانى,كاهش حركت روده ها,پارستزى ياآريتمى قلبى بايدبسرعت سطح پتاسيم خون رااندازه گيرى كرد.

—        تشخيص پرستارى

باتوجه به اطلاعات بدست آمده ازارزشيابى پرستارى ومشخص كردن بيماران درمعرض خطرميتوان به تشخيص پرستارى صحيح رسيد.بعنوان مثال درمبتلايان به اسهال بايد تشخيص رابه شكل زيربيان كرد:

اختلال تعادل پتاسيم(هيپوكالمى)دراثراتلاف شديدپتاسيم درمايع اسهال.بلافصله بعداز مشخص كردن علت,روشهاى درمانى  براى مقابله بااين اختلال راشروع ميكنند.

—        برنامه ريزى واجرا

اهداف:پيشگيرى ازهيپوكالمى يكى ازاهداف مهم است.هدف مراقبت ودرمان پرستارى پس ازبروزهيپوكالمى,كمك به اصلاح بدون خطراين عارضه قبل ازايجاداختلالات جدى دركارقلب ياتنفس می باشد.

—        اقدامات پرستارى

—        پيشگيرى ازهيپوكالمى

درصورت امكان ازهراقدامى براى جلوگيرى ازبروزهيپوكالمى استفاده ميشود.يكى از روشهاى پيشگيرى,ترغيب بيماربه مصرف پتاسیم اضافى (درصورتيكه نوع رژيم غذايي امكان اين كاررابدهد)است.درموارديکه هيپوكالمى دراثرسومصرف مسهل ها یاپيشاب آورها ايجادشده است,آموزش دادن به بيمارممكن است به برطرف شدن اين مشكل كمك كند.

—        اصلاح بى خطرهیپوكالمى

1-درهنگام تجويزپتاسيم داخل سياهرگى بايددقت زيادى صرف كرد.

2-محلولهاى غليظ پتاسيم راهيچگاه نبايدقبل ازرقيق كردن به بيمارتجويزنمود.

3-پتاسيم راتنهاپس ازبرقرارى برون ده كافى ادرارى ميتوان تجويزنمود.

4-پتاسيم بطورعمده توسط كليه هادفع ميشود,بنابراين درصورت كاهش ادرار تجويزپتاسيم ممكن است سطح آن رادرخون تامقاديرخطرناكى افزايش بدهد.

—        ارزيابى

—        نتايج موردنظر

1-كارطبيعى قلب,سرعت نبض منظم,الكتروكارديوگرام طبيعى وفقدان آريتمى هاى قلبى

2-نيروى عضلانى طبيعى دراندامهاى فوقانى وتحتانى

3-صداهاى طبيعى روده وكارطبيعى دستگاه گوارش

4-كاهش شدت خستگى

5-اشتهاى طبيعى بدون تهوع واستفراغ

6-مصرف غذاهاى تجويزشده سرشارازپتاسيم وپتاسيم اضافى

7-دفع ادرارباحجم طبيعى

8-فقدان عوامل تسريع كننده(اسهال,استفراغ,سومصرف مسهل هاوداروهاى پيشاب آور)

—        افزايش پتاسيم (هيپركالمى)

—        تعريف وسبب شناسى

افزايش غلظت پتاسيم سرم به بيش ازحدطبيعى راهيپركالمى مينامند.اين عارضه نيزمانند هيپوكالمى دراكثرمواردبنابه علل ياتروژنيك(ناشى ازدرمان) ايجادميگردد.باوجوداينكه شيوع هيپركالمى ازهيپوكالمى كمتراست ولى اين عارضه خطرناك ميباشدزيراايست قلبى دراغلب مواردباسطوح بالاىپبتاسيم ايجادميشود.قبل ازتوجه به علل كليوى هيپركالمى, بايد آگاه بودكه علل متعددى باعث هيپركالمى كاذب ميگردند.استفاده ازتورنيكه سفت دريك اندام درحال فعاليت درهنگام گرفتن نمونه خون شايع ترين علت هيپركالمى كاذب است زيرادر اين موارد مقدارزيادى خون قبل ازتجزيه وتحليل دچارهموليزميگردد.                            سايرعلل هيپركالمى كاذب شامل:                                                                  افزايش شديدگلبولهاى سفيدياپلاكت هاى خون ياگرفتن نمونه خون ازبالاترازمحل انفوزيون پتاسيم هستند.

—        تظاهرات بالينى

—        مهمترين اثربالينى هيپركالمى روى عضله قلب(ميوكارد)اعمال ميشود.

اثرات قلبى هيپركالمى معمولابامقاديركمتراز7ميلى اكيوالان درليترچندان اهمييت ندارندولى تقريبادرتمام مواردى كه سطح پتاسيم سرم از8ميلى اكي والان درليتر بالاتربروداين اثرات بروزميكنند.باافزايش غلظت پتاسيم پلاسما, اختلال هدايت قلب بروزميكند.هيپركالمى شديدبعلت مسدودكردن دپلاريزاسيون درعضله باعث ضعف وحتى فلج عضلانى ميشود.هدايت بدنى نيز به شكل مشابهى آهسته ميشود.تظاهرات گوارشى مثل تهوع,قولنج متناوب شكمى واسهال معمولادرمبتلايان به هيپركالمى ايجادميگردند.

—        ارزيابى تشخيصى

اندازه گيرى سطح پتاسيم سرم وتغييرات الكتروكارديوگرافيك براى تشخيص هيپركالمى حتمالازم هستند.

—        مراقبت ودرمان

•         محدوديت مصرف پتاسيم واجتناب ازداروهاى حاوى پتاسيم درشرايط غيرحاد  ممكن است كافى باشد.بعنوان مثال حذف نمكهاى جايگزين شونده حاوىپتاسيم دربيمارانى كه تحت درمان باپيشاب آورهاى حفظ كننده پتاسيم هستند,ممكن است تنهااقدام لازم براى درمان هيپركالمى درمواردى لازم ميشودكه رزين هاى تعويض كننده كاتيون(مثل كايكسالات)به بيمارتجويز بگردد.تزريق داخل سياهرگى انسولين و گلوكزهيپرتونيك بطورموقت پتاسيم رابداخل سلول جابجا ميكند.اثر درمان گلوكزوانسولين درعرض30دقيقه شروع ميشودو تاچند ساعت ادامه پيداميكند.

—        اقدامات درفوريتها:درفوريت ها ممكن است تجويزگلوكونات كلسيم داخل سياهرگى لازم باشد.گلوكونات كلسيم چنددقيقه پس ازتزريق بااثرات هيپركالمى برروى قلب مقابله ميكند.درمواردى لازم ميشودكه بيكربنات سديم داخل سياهرگى تجويزشود. بااين عمل پلاسمابطورموقت قليايى ميشودويون پتاسيم بداخل سلول جابجاميگردد.علاوه براين بيكربنات سديم بعلت دارابودن سديم تاحدودى اثرات پتاسيم روى قلب راخنثى ميكند.اثراين درمان 60-30دقيقه شروع ميشودوممكن است چندين ساعت ادامه يابد.

—        فرايندپرستارى
بيمارمبتلابه افزايش پتاسيم

—        ارزشيابى

پرستاربايدنشانه هاى ضعف عضلانى واريتمى هاى قلبى,وجودپارستزى همينطورعلايم گوارشي مثل تهوع وقولنج روده اى رابدقت موردتوجه قرار بدهد.سطح پتاسيم سرم در بيمارانى كه درمعرض خطرقراردارندبطورمرتب اندازه گيرى ميشود.بخاطرسپردن اين نكته مهم است كه افزايش سطح پتاسيم سرم ممكن است كاذب باشد,بنابراين افزايش شديد ان رابايدبااندازه گيرى مجددوارزيابى كامل موردتاييدقرارداد.هموليزخون باعث افزايش كاذب سطح پتاسيم خون ميشود,به همين دليل بايدنمونه خون راهرچه زودتربه آزمايشگاه رساند.

—         

—        تشخيص پرستارى

ازيافته هاى ارزشيابى پرستارى براى مشخص نمودن بيماران در معرض خطر هيپركالمى استفاده ميشودوتشخيص پرستارى معين ميگردد.بعنوان مثال دربيماران مبتلابه نارسايى كليه همراه باكاهش ادرار(اوليگورى),تشخيص رابايدبه شكل اختلال تعادل پتاسيم (هيپركالمى) ناشى ازكاهش دفع پتاسيم بيان كرد.

—        برنامه ريزى واجرا

اهداف:پيشگيرى ازبروزاين اختلال ازاهداف اصلى درمراقبت ازبيمارانى است كه در معرض خطرهيپركالمى قراردارند.اگرنميتوان ازبروزاين اختلال جلوگيرى كردبايد آن را هرچه زودترتشخيص دادبه شكلى كه باانجام اقدامات درمانى بتوان سطح پتاسيم سرم را بدون خطربه حدودطبيعى بازگردانيدوازبروزاثرات مهلك هيپركالمى مثل قلبى جلوگيرى كرد.

—        اقدامات پرستارى

—        پيشگيرى ازهيپركالمى

 اقدامات براى جلوگيرى ازبروزهيپركالمى دربيماران درمعرض خطرانجام ميگيرندو درصورت امكان بيمارترغيب ميشودكه محدوديت مصرف پتاسيم رارعايت كند.                                                                               -غذاهاى سرشارازپتاسيم كه بايستى ازمصرف آنهاخوددارى شود شامل: قهوه,چاى,ميوه هاى خشك,حبوبات خشك ونان غلات هستند.شيروتخم مرغ نيزداراى مقدارزيادى پتاسيم هستند.

-غذاهاى حاوى حداقل پتاسيم عبارتنداز:                        كره,مارگارين,عصاره يارب قره قاط  ginger  ale(نوعى نوشابه غيرالكلى گازدار),اب نبات ياپاستيل,شربت, قندو شكروعسل.   

—        برقرارى بى خطرتعادل پتاسيم:

ميتوان باتجويزسريع پتاسيم داخل سياهرگى,ازحداكثرتحمل هرفردنسبت به پتاسيم تجاوزكرد.بنابراين درهنگام كنترل محلولهاى پتاسيم بايدكاملادقت كردو نسبت به غلظت وسرعت تجويزمحلولها توجه كامل داشت .پس ازاضافه كرد پتاسيم به محلولهاى تزريقى براى اينكه پتاسيم درمحلول كاملامخلوط بشودبايد ظرف را جندين بارسروته كرد.                                                  توج:كلرورپتاسيم راهرگزنبايدبه شيشه ياظرف محلولى كه به پايه اويزان است,اضافه كردزيرا كلرور پتاسيم به دليل سنگينى به ته ظرف ميرودويكجاداخل بدن بيمار می شود.

—        ارزيابى

—        نتايج موردنظر

1-كارطبيعى قلب همراه بانبض طبيعى وفقدان آريتمى درالكتروكارديوگرام

2-دفع ادراربه مقداركافى

3-حركات طبيعى سينه وكارتنفسى عادى

4-كارطبيعى دستگاه گوارش بدون اسهال ياقولنج شكمى

5-مصرف غذاهاى حاوى پتاسيم كم واجتناب ازمصرف جايگزين شونده هاى نمك

6-رعايت رژيم غذايى پتاسيم كم

7-سطح طبيعى پتاسيم سرم

8-فقدان عوامل تسريع كننده(مانندكاهش كاركليه,مصرف زياد پتاسيم.صدمه وسيع بافتى مثل سوختگى ياصدمات همراه بالهيدگى بافت)

—        اختلال تعادل كلسيم

—        ازآنجايى كه عوامل متعددى روى تنظيم كلسيم موثرهستند,هيپوكلسمى و هيپركلسمى هردوازاختلالات نسبتاشايع ميباشند.نظرى اجمالى به عوامل موثر درتعادل كلسيم به درك اختلالات تعادل كلسيم كمك ميكند.

—        اعمال كلسيم

بيش از99درصدكلسيم بدن دردستگاه اسكلتى بدن متمركزاست ويكى ازاجزاى مهم استخوانهاودندانهاى نيرومندوبادوام راتشكيل ميدهد.كلسيم به اتصال سلولهاى بدن به يكديگركمك ميكند.علاوه براين كلسيم دارای  اثرآرام كننده روى سلولهاى عصبى است وبه همين لحاظ نقش مهمى رادرانتقال موج تحريك برعهده دارد.اين ماده به تنظيم انقباض وانبساط عضله ازجمله ضربان قلب طبيعى كمك ميكند.كلسيم يكى از مواداساسى براى فعال كردن آنزيم هااست كه موجب تحريك بسيارى ازواكنش هاى اساسى شيميايى دربدن ميگردندونيزدرانعقادخون نقش دارد.

—        كمبودكلسيم(هيپوكلسمى)

—        تعريف وسبب شناسى  

كاهش سطح كلسيم سرم به مقاديركمترازطبيعى كه درحالات بالينى گوناگونى مشاهده ميگردد,هيپوكلسمى ناميده ميشود.عوامل متعددى باعث هيپوكلسمى ميشوند. كم كارى اوليه پاراتيروئيدوكم كارى اين غده بعلت جراحى(برداشتن غده پاراتيروئيد)منجربه بروزاين اختلال ميگردندوحالت اخيربسيارشايع تراست.دراثر التهاب لوزالمعده آنزيم هاى پروتئوليتيك وليپوليتيك ازاين غده آزادميشوند.جنين تصورميگرددكه كلسيم بااسيد چرب آزاد شده ازليپوليزتركيب ميشودوصابونها راتشكيل ميدهدبه همين دليل هيپوكلسمى درالتهاب لوزالمعده شايع است.درمبتلايان به نارسايى كليه بدليل بالابودن سطح فسفاتهاى سرم هيپوكلسمى شايع است.                                                                                      -سايرعلل احتمالى هيپوكلسمى عبارتند از:                                                      مصرف ويتامينDبه مقدارناكافى,كمبودمنيزيم,سرطان مدولرى تيروئيد, كاهش سطح آلبومين سرم وآلكالوز.

-داروهايى كه زمينه رابراى بروزهيپوكلسمى مستعدمى كنندشامل:                     آنتاسيدهاى حاوى الومينيوم,آمينوگليكوزيدها,كافئين,سيس پلاتين,كورتيكوستروئيدها, ميترامايسين,فسفاتها,ايزونيازيد.

—        تظاهرات بالينى 

تتانى اختصاصى ترين شكل تظاهرات هيپوكلسمى است.تتانى به كل مجموعه علايم ناشى ازافزايش تحريك پذيرى عصبى اطلاق ميگردد.اين علايم دراثرتخليه الكتريكى خودبه خود  دراعصاب حسى وحركتى محيطى بوجودمى آيند.نوعى حالت سوزن سوزن شدن ممكن است درنوك انگشتان, اطراف دهان وبسياركمتردرپاهااحساس شود.امكان اسبپسم عضلات اندامها و صورت وجوددارد.بدنبال اسپاسم عضلانى ممكن است دردايجادشود.

براى نمايان كردن نشانه تروسوميتوان ازيك فشارسنج استفاده كرد.به اين ترتيب كه كيسه فشارسنج رابه دورساعدميبنديم وفشاران رادر20ميلى متر جيوه بالاترازفشارسيستوليك بيمارثابت نگه ميداريم پس از5-2دقيقه به علت ايسكمى عصب زندزبرين(اولنا),اسپاسم مچ دست ايجادميگردد.هيپوكلسمى باعث افزايش تحريك پذيرى دستگاه اعصاب مركزى و اعصاب محيطى ميشود,به همين دليل امكان بروزتشنج وجوددارد.

—        ارزيابى تشخيصى

درهنگام ارزيابى سطوح كلسيم سرم بايدعوامل متغيرديگرى چون سطح پروتين سرم و PHسرخرگى رانيزدرنظرگرفت.ارتباط دادن سطح كلسيم سرم به سطح آلبومين سرم از نظربالينى مهم است.كاهش(ياافزايش)سطح پروتين سرم به ميزان يك گرم دردسى ليتر (خارج محدوده طبيعى5-4كرم دردسى ليتر)باكاهش(ياافزايش)سطح كلسيم سرم به ميزان 0/8ميلى گرم دردسى ليتر همراه است.علايم هيپوكلسمى اكثراهمراه باآلكالوز ايجا د ميگردند.

—        مراقبت ودرمان

هيپوكلسمى حادوعلامتى ازفوريتهاى طب داخلى است كه درآن بايدبسرعت كلسيم داخل سياهرگى تزريق شود.املاح تزريقى كلسيم شامل گلوكونات كلسيم,كلرورسديم وگلوسپتات كلسيم هستند.باآنكه كلروركلسيم نسبت به معادل مولكولى خودازگلوكونات كلسيم باعث توليدكلسيم يونيزه بيشترى ميشودولى بعلت خاصيت تحريك كنندگى بيشتروامكان كنده شدن بافت دراثرانفيلتراسيون, اكثراازان استفاده نميشود.تزريق سريع كلسيم داخل سياهرگى ابتدا باعث براديكاردى وسپس ايست قلبى ميگردد.تجويزكلسيم داخل سياهرگى به بيماران ديژيتاليزه بسيارخطرناك است زيرايونهاى كلسيم اثرى شبيه به ديژيتال را اعمال ميكندو ميتواندباعث مسموميت باديژيتال همراه بااثرات سوء روى قلب بگردد.

—        اقدامات پرستارى

تحت نظرگرفتن بيماران درمعرض خطرهيپوكلسمى ازنظربروزاين اختلال حائزاهمييت است ودرهيپوكلسمى شديدبايدبراى مقابله باتشنج آمادگى داشت. وضع راه هوايى رابايد با دقت تحت نظرداشت زيراامكان انسدادحنجره وجود دارد.درصورت وجودگيجى,موارد احتياط طبق شرايط بايدرعايت شوند. مبتلايان به استئوپروزازنظرمصرف كلسيم كافى در غذاى روزانه راهنمايى ميگردندودرصورتيكه كلسيم دررژيم غذايى وجودنداشته باشد, بايستى كلسيم رابه شكلى جايگزين كرد.علاوه براين بايدارزش ورزش منظم درجلوگيرى ازاتلاف استخوانى رابه بيماران گوشزدكرد.

—        افزايش كلسيم(هيپركلسمى)

—        تعريف وسبب شناسى

هيپركلسمى به افزايش كلسيم پلاسما اطلاق ميشود.هيپركلسمى اگرشديدباشديك اختلال تعادل خطرناك است ودرواقع بحران هيپركلسميك درصورت عدم درمان سريع بامرگ وميربيش از50درصدهمراه است.بيماريهاى نئوپلاستيك بدخيم و پركارى غده پاراتيروئيدشايع ترين علل هيپركلسمى هستند.تومورهاى بدخيم با واسطه مكانيسم هاى گوناگون باعث هيپركلسمى ميشوند.اكثرموارد هيپركلسمى ثانوى به بى حركتى دراثرشكستگى هاى متعددوشديديابدنبال فلج وسيع تروماتيك (ضربه اى)ايجادميگردند.دردوران بيحركتى,موادمعدنى از استخوان جداميشوندو گاهى سطح كل كلسيم(بخصوص كلسيم يونيزه)دربپاسما افزايش مى يابدولى هيپركلسمى علامتى ناشى ازبى حركتى نادراست واين حالات دركسانى بروز ميكندكه سرعت متابوليسم كلسيم درآنهابالااست(مانند نوجوانان دردوران رشد سريع).

—        تظاهرات بالينى

بعنوان يك اصل علايم هيپركلسمى باشدت افزايش سطح كلسيم پلاسمانسبت مستقيم دارند. هيپركلسمى بدليل اثرارام بخش وضعيف كننده درمحل التصاق عصب به عضله موجب كاهش تحريك پذيرى عصبى-عضلانى ميكردد. علايمى چون ضعف عضلانى,عدم هماهنگى عضلات,بى اشتهايى ويبوست ممكن است به كاهش تون عضلات صاف ومخطط مربوط باشد.بى اشتهايى,تهوع,استفراغ ويبوست ازعلايم شايع هيپركلسمى هستند.در مواردى دردشكمى نيزوجودداردكه ممكن است آنقدر شديدباشدكه بافوريت حاد شكمى اشتباه شود.امكان بروزگيجى,اختلال حافظه,كندى درصحبت كردن, لتارژى,رفتارحادروانى يا اغماوجوددارد.علايم شديدتربيشترزمانى ايجاد ميگردندكه سطح كلسيم سرم به16ميلى گرم دردسى ليتريابالاتربرسد, بااين وجودعده اى از بيماران باكلسيم 12ميلى گرم درصدميلى ليترنيزدچار اختلالات عميق ميشوند. افزايش ناگهانى سطح كلسيم سرم به17ميلى گرم در دسى ليتريابيشتر بحران هيپركلسمى ناميده ميشود.يافته هاى احتمالى دربحران هيپركلسمى شامل: ضعف عضلانى,تهوع مقاوم,كرامپ هاى شكمى,يبوست بسيارشديد يا اسهال, علايم زخم گوارشى ودرداستخوانى هستند.امكان بروزگيجى,لتارژى واغمانيز وجوددارد. 

—        ارزيابى تشخيصى

سطح كلسيم سرم از10/5ميلى گرم دردسى ليتربيشتراست.تغييرات احتماللى قلبى–عروقى شامل آريتمى هاى گوناگون ميباشد.

—        مراقبت ودرمان

هدف ازدرمان درهيپركلسمى,كاهش دادن سطح كلسيم سرم وبرطرف كردن فرايندعامل هيپ ركلسمى است.اقدامات كلى شامل تجويزمايعات براى رقيق كردن كلسيم سرم وتشديددفع ادرارى ان,به حركت درآوردن بيمار, محدود كردن كلسيم دررژيم غذايى هستند.درمبتلايان به بيماريهاى بدخيم هدف درمان كنترل اين حالات بااستفاده ازجراحى,شيمى درمانى يا پرتودرمانى است.

—        اقدامات پرستارى

دقت كردن به بروزهيپركلسمى دربيماران درمعرض خطراين اختلال داراى اهمييت است. آغازكردن اقداماتى مثل افزايش حركت بيمارياتشويق وى به مصرف مايعات بيشتر موجب جلوگيرى ازبروزهيپركلسمى ياحداقل كاهش شدت آن ميگردد.بيماران درمعرض خطر هيپركلسمى اين اجازه راپيداميكنندكه هرچه زودتربسترراترك كنندوبه حركت دربيايند.به بيماران سرپايى درمورد اهمييت تحرك زيادتاكيدميشود.پرستاردرهنگام تشويق وترغيب بيماربه مصرف بيشترمايعات بايدنوشيدنيهاى موردعلاقه ونامطبوع براى بيمارتوجه داشته باشد.بدليل اينكه سديم باعث تشديددفع كلسيم ميشوداگرموردممنوعيت مصرف وجونداشته باشد,بايدازمحلولهاى حاوى سديم استفاده كرد.درصورت امكان به بيماران سرپايى توصيه ميشودكه روزانه 3تا4ليترآب بنوشند.براى تمايل اين بيماران به يبوست لازم است موادى كه حجم مدفوع راافزايش ميدهندبه رژيم غذايى اضافه شود.

—        فنی توئن phenytoin

به عنوان داروی ضدتشنج وضدآریتمی به کارمی رود.غشاهای نورونی را تثبیت وگسترش فعالیت تشنجی رامحدودمی کندودراثرضدآریتمی خودکاری غیرطبیعی بطن راکاهش می دهد.

•         مواردمصرف:

ضدتشنج,ضدآریتمی های ناشی ازمصرف دیژیتال

•         عوارض جانبی:

خواب آلودگی,سرگیجه,آتاکسی,بی خوابی,سردرد, برادیکاردی, هیپوتانسیون,ترس ازنور,تهوع واستفراغ.

—        اقدامات پرستاری

-جهت پیشگیری ازرسوب,ازمخلوط کردن آن باسایرداروهایاافزودن به هر محلول انفوزیونی اجتناب کنید.تنهامحلول سازگارجهت انفوزیون کلرور سدیم 0/9%می باشد.

-محلول قابل تزریقی که به طورجزئی زرد شده ممکن است بدون خطر مصرف شود.رسوب ممکن است بانگهداری دریخچال ایجادشود,اماگرم ساختن آهسته تا دمای اتاق,شفافیت دارورابازمی گرداند.محلول غیرشفاف را تجویزنکنید.

-طی تجویزداخل وریدی فنی توئن,محل تزریق رابه طورمکررجهت پیشگیری از ارتشاح دارومشاهده کنید.

-به منظوربه حداقل رساندن تحریک موضعی وریدی,به دنبال هرتزریق داخل وریدی,تزریق نرمال سالین استریل باهمان کاتتردرهمان مکان انجام می شود.

-درصورت ظهورراش شبیه درهمان مکان انجام می شود.

-درصورت ظهورراش شبیه سرخک پوستی بایدبلافاصله مصرف داروقطع  شود.

—        فنوباربیتالphenobarbital

دارای اثرات ضدتشنج,سداتیووخواب آوری است.باافزایش آستانه تحریک کورتکس حرکتی گسترش فعالیت تشنجی رامحدودمی کند.

—        مواردمصرف

دردرمان انواع صرع,حمله مداوم صرع,اکلامپسی وتشنج ناشی ازتب کودکان بکارمیرود.برخی مواردبعنوان یک آرامبخش درحالات اضطرابی بکارمیرود.

•         مقدارمصرف درتشنج

دربالغین بصورت وریدی یاعضلانیmg600-200(حداکثرmg/kg20)

درکودکان بصورت وریدی یاعضلانیmg400-100(حداکثرmg/kg20)

—        موارداحتیاط

اختلال عملکردکبدی,کلیوی قلبی یاتنفسی بیماران مسن بااحتیاط مصرف شود.

•         تجویز دارو

درصورتیکه محلول شفاف نبود,آنرا دوربریزید.سرعت تجویزداخل وریدی حداکثر mg60دردقیقه است.هنگام تزریق وریدی علائم حیاتی بیمارراکنترل کنید.

                                                 

 


برچسب‌ها: الکترولیت آب اختلالات